أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )
28
قانون ( فارسى )
خواهيم داد . بعضى از اوقات ممكن است برآمدگى كاسهء چشم ، از باد سرخ و قوباء در مغز خبر دهد . 2 - زبان : از معاينهء زبان نيز مىتوان بر حالات مغز آگاهى يافت چنانچه : رنگ زبان سفيد باشد علامت بيمارى ليثرغس است . اگر اولا زردرنگ باشد و در مرحلهء دوم به سياهى گرايد ؛ دليل بر وجود بيمارى قرانيطس است . اگر رنگ زردى بر زبان چيره باشد و رگهاى زير زبان به رنگ سبز درآيند ، نشان بيمارى صرع است . نتيجهگيرى از رنگ زبان ، به نتيجهگيرى از رنگ چشم نمىرسد . زيرا رنگ چشم در همه احوال ، پيامآور چگونگى مغز است اما زبان در بعضى حالات از بيمارى معده خبر مىدهد و در بعضى اوقات نمايانگر بيماريهاى مغز است . پس هرگاه در حالت معاينهء زبان معلوم شد كه كار ناهموارى به معده روى نياورده و درد معده سبب تغيير رنگ زبان نشده ، مىتوان از رنگ زبان احوال مغز را جستجو كرد . 3 - رخساره : از رنگ رخساره خودت مىدانى چگونه نوعيّت مزاجها را برآورد كنى و احتياجى به شرح ندارد . رخسارهاى كه چاق و پرگوشت و سرخ رنگ است دليل چيرگى خون است . چهره كه لاغر و زردرنگ باشد ، از غالب بودن صفرا پيام دارد . رخسارهء لاغر و پژمرده - به رنگ زرد مايل به سياهى - خبر از چيره شدن خشك مزاجى سودايى دارد . برافروختگى ( هيجان ) چهره ، علامت غلبهء خون و مواد آبكى بر مغز است . اما بايد وقتى از رنگ رخساره براى فهميدن حالت مغز استفاده كرد كه ندانى رنگ و لاغرى و پرگوشتى و غيره كه ذكر شدند ، رهآورد بيمارى هستند و در اصل نبودهاند و بايد تأكيد كنى كه علتى در درون بيمار نيست كه سيما را تغيير داده است . 4 - گردن : گردن كلفت و زورمند ، حكايت از اين دارد كه نيرويى از نيروهاى مغز برترى پيدا كرده و زورمند است . گردن كوتاه و باريك را برعكس گردن كلفت و زورمند به حساب آور ! گردنى كه براى پذيرش خنازير و دملها آمادگى دارد ، نبايد پنداشت كه سببش پيدايش حالتى از ناتوانى در خود گردن است و اگر گردنى خنازير و دملها را نمىپذيرد ، باز نبايد آن را راجع به قوتى دانست كه در خود گردن موجود است . بلكه سبب پيدايش خنازير و ورم در گردن ، ناتوان شدن نيروى هاضمهاى است كه در مغز است و ناتوانيش از گونهء مزاجى است كه بر مغز آمده است كه بعدا ذكر خواهيم كرد . يا سببش زورمندى قوتى از نيروهاى دفعكنندهء زائدههاى مغز است . زيرا هرآنچه به وسيلهء گوشت سست و غدهاى - كه در مغز است - بيرون رانده مىشود ، بر اطراف گردن مىريزد .